بهترین روش ها برای کسب ثروت

برای ثروتمند شدن چه کارهایی باید انجام دهیم؟

مطمئنا کسب ثروت یکی از آرزوهایی است که هر انسانی در زندگی خود دارد. اگر دقت کنید بسیاری از افراد در زندگی خود فقط به این می اندیشند که چه زمانی ثروتمند خواهند شد و در اکثر مواقع ثروتمند شدن را هدف نهایی خود می دانند. اغلب انسان ها تنها راه رسیدن به سعادت، شادی و موفقیت در زندگی فردی را ثروتمند شدن می دانند و در تمام طول زندگی برای رسیدن به آن لحظه شماری می کنند، بدون این که برای رسیدن به آن تلاش کنند، یا به دنبال راه حل هایی برای رسیدن به ثروت بگردند. اگر دقت کرده باشید افراد ثروتمند کسانی هستند که به جای آرزو داشتن برای رسیدن به ثروت فقط برای آن تلاش می کنند و برای ثروتمند شدنشان برنامه ی خاصی دارند.

اولین راهکار برای رسیدن به ثروت این است که واقعا ثروتمندانه زندگی کنید و وقت خود را برای کارهای بیهوده تلف نکنید. شما باید بتوانید تک تک لحظات زندگی تان را به ثروت تبدیل کنید و از آن ثروت قابل توجهی به دست آورید. این موضوع به معنای آن نیست که تمام لحظه های زندگی تان را به کار بپردازید بلکه به این معنی است که بتوانید برای رسیدن به هدفتان برنامه ریزی کنید و از هر لحظه ی زندگی تان برای رسیدن به ثروت استفاده کنید تا موفقیت فردی در زندگی را احساس کنید.

برای این که بتوانید در زندگی تان به ثروت برسید باید راهکارهایی که به کار می برید را تا جای ممکن تغییر دهید، چون همین راهکارها هستند که جلوی ثروتمند شدن شما را خواهند گرفت. برای این که بتوانید ثروتمند شوید باید کلمه ای به نام شانس را کاملا فراموش کنید، و تا می توانید به دنبال راهکارهایی برای ثروتمند شدن بگردید و برای رسیدن به ثروت تا جای ممکن تلاش کنید. دوستان عزیز سایت پرور افکار شما می توانید از راهکارهایی که در این مطلب موردبررسی قرار می دهیم استفاده کنید تا به ثروت و موفقیت فردی در زندگی دست پیدا کنید. با ما همراه باشید.

 

پول نمی تواند هدف نهایی باشد

یکی از مهم ترین نکاتی که در زمینه ی ثروتمند شدن وجود دارد این است که شما به هیچ وجه نباید هدف نهایی خود را رسیدن به پول قرار دهید. رسیدن به ثروت در صورتی میسر می شود که هدف بلند مدتی را برای ثروتمند شدن در پیش بگیرید تا همیشه انرژی تان را بتوانید برای رسیدن به موفقیت حفظ کنید. بهتر است بدانید که رسیدن به پول می تواند فقط یک هدف کوتاه مدت باشد و مطمئن باشید هیچ زمانی قادر نیستید به راحتی با فکر کردن به پول به هدفتان دست پیدا کنید.

دلیل این که پول نمی تواند هدف نهایی باشد، این است که پول در زندگی تنها قادر است یک هدف کوتاه مدت باشد. برای همین در صورتی که در کوتاه مدت دچار مشکلی شوید ترجیح می دهد از این هدفتان دست بکشید، و پیش خود خواهید گفت بدون پول زیاد هم می توانید زندگی کنید،؛ پس می توانید کارتان را به راحتی رها کنید و از استرس ها و سختی های رسیدن به هدف کناره گیری کنید. همچنین دلیل بعدی نرسیدن به پول این است که در اکثر مواقع پولدار شدن و رسیدن به ثروت زیاد محال به نظر می رسد؛ مخصوصا در زمانی که دچار سختی هایی در مسیر رسیدن به هدفتان می شوید، نمی توانید به این موضوع فکر کنید که اگر کناره گیری کنید پولدار نخواهید شد.

مثلا ممکن است در شغلی مشغول به کار شوید و درآمد خوبی هم داشته باشید؛ ولی این درآمد عالی نتواند شما را در داشتن انگیزه یاری کند چون هدفتان پول است. چون همان طور که گفتیم پول نمی تواند به عنوان یک هدف بلندمدت محسوب شود. ممکن است در شغل فعلیتان آن طور که باید از آزادی برخوردار نباشید و از کاری که انجام می دهید احساس نارضایتی کنید در این شرایط مطمئن باشید پول نمی تواند باعث به دست آوردن ثروت شود و قطعا در کارتان شکست خواهید خورد و امکان پیشرفتتان بسیار کم خواهد شد.

پس توجه داشته باشید که به جز رسیدن به پول در هر شغلی باید به دنبال یک هدف دوم باشید تا همین هدف دوم که به عنوان اصلی ترین هدف محسوب می شود، بتواند موتور محرکی باشد تا شما را به سمت موفقیت فردی در زندگی بکشاند و سختی های کار را برایتان لذت بخش کند.

 

برای ثروتمند شدن نباید روی موضع خود پافشاری کنید

یکی از رازهای بزرگ برای رسیدن به موفقیت و عدم تجربه ی شکست های متعدد این است که انسان لجوجی نباشید و در هر زمینه ای روی موضعتان پافشاری نکنید. اکثر انسان هایی که به ثروت قابل توجهی می رسند روی اشتباهاتشان پافشاری نخواهند کرد و به نظرات دیگران تا جای ممکن اهمیت می دهند. این رفتار باعث می شود تا در به دست آوردن پول و ثروت تفاوت درست و اشتباه را بدانیم و خودمان را گول نزنیم.

بزرگ ترین مشکلی که برای ثروتمند شدن هر فردی می تواند وجود داشته باشد این است که افراد به جای پذیرفتن شکست سعی می کنند کار اشتباهشان را توجیه کنند و به جای درس گرفتن از آن و رسیدن به موفقیت فردی در زندگی در موقعیت های بعدی فقط تلاش می کنند تا به نوعی آن اشتباه را پنهان کنند. اکثر افراد در مواقعی که اشتباهی را مرتکب می شوند فقط سعی می کنند به نوعی آن را بپوشانند، همین امر باعث می شود تا این افراد با یک شکست به شکست های بزرگ تری در زندگی خود دست پیدا کنند.

در عوض افراد ثروتمند و موفق همیشه اشتباهات خود را می پذیرند و در برابر انتقادات دیگران سعی می کنند همیشه کمترین موضع را گرفته باشند و در عوض کار اشتباهشان را کنار بگذارند. این روحیه ی انتقاد پذیری و پذیرفتن اشتباهات باعث می شود تا فرد در مواجه با هر شکست بتواند زمینه ای برای موفقیت فردی در زندگی فراهم کند و با این کار جلوی شکست های دیگر را بگیرد.

باید بدانید فقط در شرایط فعلی تان می توانید رشد کنید

بزرگترین مانعی که قادر است جلوی رسیدن به ثروت را بگیرد قطعا فکر کردن به این است که موفقیت در شرایط فعلیتان به هیچ وجه امکان پذیر نخواهد بود و باید منتظر زمانی باشید تا همه چیز خود به خود تغییر کند و شرایط برای ثروتمند شدنتان به صورت خودکار فراهم شود؛ تا شما با انجام کارهای از پیش تعیین شده بتوانید زندگی خود را به راحتی پیش ببرید و به اهدافتان برسید. اما باید بدانید اگر این طرز تفکر در شما شکل گرفته است، به سختی می توانید در زندگی تان به ثروت یا حتی موفقیت کوچکی برسید.

رسیدن به موفقیت و ثروتمند شدن در زندگی ملزم به آن است که بتوانید در هر جایگاهی که قرار دارید، بهترین تصمیم را برای رسیدن به موفقیت فردی در زندگی اتخاذ کنید و از هر شرایط بدی که قرار دارید خودتان را خارج کنید. ممکن است در ابتدا همه چیز بد به نظر برسد و رسیدن به ثروت برایتان محال باشد. قطعا در هر شرایطی نمی توانید به سرعت همه چیز را تحت کنترل قرار دهید ولی حتما با سرعت کمی هم که شده می توانید شرایط را حتی به مقدار کمی تغییر دهید.

همیشه در زندگی به این توجه داشته باشید که لازم نیست به یکباره زندگی تان را مورد تحول قرار دهید. در هر شرایط بدی که قرار داشته باشید می توانید خودتان را به هر اندازه ای که شده رشد دهید.

کمال طلبی می تواند شما را از صحنه خارج کند

کمال طلبی خصوصیتی است که می تواند شما را در کمترین زمان ممکن از صحنه خارج کند و باعث شود به طور کلی از ثروت فاصله ی زیادی بگیرید و نتوانید به راحتی پیشرفت کنید یک انسان کمال طلب بیشتر از آنچه لازم است به خوب انجام شدن کارها اهمیت می دهد. برای همین نمی تواند به راحتی کاری را انجام دهد و مدام فکر می کند همه ی کارها را اشتباه انجام می دهد و کارها باید بهتر از این که هست انجام می شدند. به همین دلیل نمی تواند به راحتی کارها را انجام دهد. ادامه مطلب …

چگونه یک فروشنده حرفه ای باشیم؟

در دنیای کسب و کارها همیشه افرادی وجود دارند که دارای ویژگی های خاصی هستند و همیشه صاحبان کار به دنبال یافتن آن ها می باشند. یک فرد موفق در حوزه ی کسب و کارهای مختلف می تواند سود قابل توجهی را از آن صاحبان تجارت کرده و به آن ها کمک شایانی برای رسیدن به موفقیت در کسب و کارشان نماید. البته در صورتی که صاحب ویژگی های مهمی در کسب و کاری باشید لازم نیست همیشه تمام وقت خودتان را به افراد دیگر اختصاص دهید، بلکه می توانید به راحتی با راه اندازی یک کسب و کار شخصی از تمام مهارت هایی که دارید، به سود خودتان استفاده کنید و با استفاده از این مهارت ها به آرزوها و موفقیت فردی در کسب و کار خود دست پیدا کنید.

در میان مهارت های مختلف در کسب و کارها مهارت فروشندگی می تواند یکی از کاربردی ترین مهارت ها باشد و سود قابل توجهی را برای شما به ارمغان بیاورد. اگر دقت کرده باشید همیشه در میان فروشندگان مختلف عده ای وجود دارند که حرف اول و آخر را می زنند و توانسته اند با روش های مختص به خودشان مشتریان زیادی به دست آورند. ویژگی اصلی این فروشنده ها این است که می توانند تمام محصولاتی که در حوزه ی کاریشان وجود دارد را به راحتی به فروش برسانند و جواب بله را به راحتی از مشتری اخذ کنند.

شاید شما هم از آن دسته از افراد باشید که تصور می کنند هرگز نمی توانند در حوزه ی فروشندگی رشد کنند چون این مهارت در خون آن ها وجود ندارد و به صورت ژنتیکی از این نعمت خدادادی محروم هستند. در صورتی که واقعا به این امر اعتقاد دارید باید بدانید کاملا در اشتباه هستید و بین یک فروشنده ی موفق و یک فرد عادی فقط یک تفاوت عمده وجود دارد؛ و آن هم تجربه و مهارت هایی است که فروشندگان آن ها را طی سالیان سال به دست می آورند.

البته طی تحقیقات زیادی که امروزه روی عوامل موثر بر تصمیم ها و رفتارهای مختلف انسان صورت می گیرد می توانید با سرعت فوق العاده بیشتری نسبت به گذشته دانش خود را در این حوزه گسترش دهید و با مطالعه ی مقالات مختلف به یک فروشنده ی موفق تبدیل شوید.

یکی از مهم ترین راهکارهایی که برای تبدیل شدن به یک فروشنده ی موفق وجود دارد مطالعه ی مقالات مختلف است. شما می توانید به راحتی تکنیک های مختلف فروشندگی را بیاموزید و از آن برای رسیدن به موفقیت فردی در کسب و کارتان به بهترین روش ممکن استفاده کنید. دوستان عزیز سایت پرورش افکار در این مقاله می توانید با تکنیک های مهم فروشندگی به راحتی آشنا شوید و آن ها را در جهت پیشبرد اهداف خود به کار بگیرید. با ماه همراه باشید.

تکنیک برای فروش,تکنیک فروش حرفه ای,تکنیکهای فروش حرفه ای

  1. در کمترین زمان ممکن مشتری ها را پیگیری کنید

زمانی که مشتری به شما مراجعه می کند ممکن است رفتارهای متفاوتی را در پیش بگیرید، در واقع همین رفتارهاست که می تواند فروشتان را افزایش دهد و شما را با سود قابل توجهی مواجه کند. این نکته را بدانید که مشتری را باید در اولین لحظه ی مراجعه جذب کنید و در همان لحظه های اولیه نظرش را جلب کنید؛ در غیر این صورت نمی توانید برای فروش محصولتان به مشتری موردنظر امید داشته باشید.

تحقیقات اخیر این موضوع را ثابت کرده است که اگر بعد از درخواست مشتری معطل کنید و همان لحظه به او مراجعه نکنید شانس خرید توسط مشتری موردنظرتان را به احتمال زیادی از دست خواهد داد. تحقیقات اثبات کرده است که اگر قبل از 5 دقیقه درخواست مشتری موردنظرتان را پیگیری نکنید احتمال خرید مشتری بیست برابر کاهش می یابد و فرصت فروش را امکان دارد از دست بدهید.

 

  1. باید با مشتریانتان به صورت مکرر در ارتباط باشید

یک فروشنده ی حرفه ای به طور مکرر با مشتریان خود ارتباط برقرار می کند و تا جایی که امکان دارد برای فروش محصول با مشتریان تماس می گیرد. این در حالی است که فروشندگان مبتدی و غیر حرفه ای بعد از یک بار تماس گرفتن با مشتری نا امید می شوند و تصور می کنند فروششان به مشتری موردنظر هیچ وقت انجام نخواهد شد.

شما می توانید در ارتباطات خود با مشتریان، آن ها را از مشاوره های رایگان برخوردار کنید و به صورت صحیح آن ها را راهنمایی کنید تا انتخابشان را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. این کار باعث می شود تا مشتریانتان به شما وفادار بمانند. همچنین همین مشتری ها ممکن است علاوه بر خریدی که انجام می دهند برایتان مشتریان جدیدی نیز پیدا کنند و از این طریق برایتان مفید واقع شوند و شما به موفقیت فردی در کسب و کارتان دست پیدا کنید.

 

  1. در زمان مناسبی با مشتریانتان تماس بگیرید

شاید تصور کنید هر زمانی که وقت داشته باشید می توانید با مشتریانتان تماس بگیرید و زمان تماس گرفتن به هیچ وجه مهم نخواهد بود؛ ولی باید بدانید این تصورتان کاملا اشتباه است! در موارد زیادی فروشندگان غیر حرفه ای تماس با مشتریانشان را در زمان هایی انجام می دهند که راحت تر هستند و وقت اضافه ای را پیدا کرده اند.

برای اینکه بتوانید بهترین ساعت را برای تماس با مشتریانتان انتخاب کنید باید موارد زیادی را مورد بررسی قرار دهید. این موارد می تواند شامل فعالیتی که انجام می دهید و محصولاتی که ارائه می کنید باشد. همچنین هر ناحیه ی جغرافیایی با نقاط دیگر متفاوت است. اما طبق تحقیقاتی که انجام گرفته است بهترین ساعت برای ارتباط با مشتریان و تماس گرفتن با آن ها صبح (ساعت 8 تا 9) و بعد ازظهر (4 تا 5) است. در این ساعت ها قطعا می توانید به نتیجه ی مطلوب خود دست یابید و سرانجام رسیدن به موفقیت فردی در کسب و کارتان را تجربه نمایید.

 

  1. مناسب ترین روزها را انتخاب کنید

علاوه بر این که باید به ساعات ارتباط با مشتریان فکر کنید انتخاب مناسب ترین روزهای هفته هم از اهمیت بالایی برخوردار است. به طوری که در بعضی از روزها می توانید نتیجه ی بهتری را از مشتریانتان دریافت کنید. در حالی که در روزهای نامناسب ممکن است بسیاری از مشتریان پاسخگو نباشند و به علت کمبود وقت مایل نباشند با شما ارتباط برقرار کند.

تحقیقات نشان داده است که بهترین روزهای هفته برای تماس با خریداران و ارتباط برقرار کردن با آن ها روزهای میانی هفته هستند. چون مشتری ها در این روزها به علت کاهش حجم کاری قطعا با حوصله ی بیشتری پاسخگو خواهند بود. برای همین سعی کنید تا جایی که امکان دارد روزهای اولیه هفته مانند دوشنبه و سه شنبه را برای این کار انتخاب کنید.

 

  1. مثبت صحبت کنید

بهتر است بدانید این امکان وجود دارد با صحبت هایتان بتوانید احساس بدی را در مشتری ایجاد کنید و او را از ادامه ی ارتباط با خودتان منصرف کنید. در این صورت هیچ شانسی برای معرفی محصولتان نخواهید داشت و قطعا تماس با مشتری به نفعتان تمام نخواهد شد.

برای همین همیشه باید توجه داشته باشید تا جایی که ممکن است در کلمات نخست خود از اتفاقات مثبت سخن بگویید. مثلا لازم نیست از هوای آلوده ی شهرتان سخن بگویید و درباره ی بدی های آن صحبت کنید تا صحبتتان به سمت هدفتان که فروش است کشیده شود. به جای آن می توانید درباره ی موضوعات دلنشین تری صحبت کنید یا حتی با یک صبح بخیر ساده صحبت اصلی خود را به میان بیاورید. مطمئن باشید در این صورت به نتیجه ی بهتری دست پیدا خواهید کرد.

 

  1. درباره ی رقبای خود بدگویی نکنید

یکی از رفتارهایی که در بسیاری از فروشنده های غیر حرفه ای وجود دارد این است که تصور می کنند با بدگویی کردن از سایر رقبا می توانند به هدف خود یعنی فروش محصول دست پیدا کنند. باید این نکته را بدانید که بدگویی از رقبا ممکن است نتایج معکوسی برایتان داشته باشد. در این حالت قطعا حس بدی را که به مشتری منتقل می کنید به نوعی به خودتان باز خواهد گشت و اولین فردی که ضرر می کند خودتان خواهید بود.

باید بدانید مشتریانتان آن قدرها هم که فکر می کنید در ابتدای راه به شما اطمینان ندارند و بدگویی از رقبا آن ها را به شما بی اعتمادتر خواهد کرد. ساختاری که مغز دارد سبب می شود که خریدار تمام ویژگی های منفی رقبایتان را به شما نسبت دهد.

چگونه میتوانم ثروتمند شوم؟

چگونه میتوانم ثروتمند شوم؟

من میخواهم پولدار و ثروتمند بشوم.

دوستان عزیز سایت پرور افکار به هشتمین قسمت از سری مقالات می خواهم ثروتمند شوم خوش آمدید. لطفا با ما همراه باشید.

میزان واقعی بدهی شما چقدر است؟!

قبل از این که بتوانید راه جدیدی برای رسیدن به آزادی مالی پیدا کنید، ابتدا باید مقدار واقعی و دقیق بدهی خود را مشخص کنید. برای خیلی از مردم پی بردن به عمق بدهی ها شبیه به ترسی است که برای رفتن به دندان پزشکی دارند. مراجعه به دندان پزشک لازم و مفید است ولی همیشه لذت بخش و خوشایند نیست! بعضی ها به طور کلی بی خیال این جریان شده اند، بعضی ها هم متاسفانه به خوبی می دانند که در یک چاه عمیق افتاده اند ولی نمی خواهند عمق آن را درک کنند یا حتی به یاد آن ها بیفتد که از رشد و موفقیت فردی در کسب کار خود جای مانده اند.

اگر واقعا می خواهید در زندگی تان درآمد جاری مثبتی داشته باشید، باید با اصول ابتدایی شروع کنید یعنی الفبای سواد اقتصادی و مالی! اجازه بدهید یک امتحان سریع برای خودآزمایی به شما معرفی کنیم. بدون قضاوت های شخصی و صادقانه به این چند تا سوال جواب بدهید و برای هرکدام که پاسخ بله دادی یک امتیاز در نظر بگیرید؟!

آیا همیشه قبض ها را با تاخیر پرداخت می کنید؟!

آیا تا حالا قبضی را از همسرتان پنهان کرده اید؟!

آیا شده به خاطر بی پول شدن از تعمیر ماشین خود صرف نظر کنید؟!

آیا تا حالا چیزی را با چک یا سفته خریداری کرده اید که نیازی به آن نداشتید و نتوانستید مبلغ آن را تامین کنید؟!

آیا معمولا بیش از حقوق و درآمدی که دارید خرج می کنید؟!

آیا به امید برنده شدن در قرعه کشی های مختلف شرکت کرده اید؟!

آیا پس اندازی برای روز مبادا ذخیره کرده اید؟!

آیا کل بدهی های شما منهای اقساط وام بیش از پس انداز روز مباداست؟!

عددهای به دست آمده از سوالاتی که پرسیده شد را جمع کنید؛ اگر حاصل صفر شد خیلی عالی است و این یعنی درآمد جاری خود را کاملا تحت کنترل دارید و به موفقیت فردی در کسب و کارتان دست خواهید یافت. اگر بین 1 تا 5 گرفتید باید به فکر کاهش بدهی های زندگی تان باشید. اگر بین 6 تا 10 گرفتید بهتر است مواظب باشید چرا که در آستانه ی بحران مالی قرار دارید.

 

اگر واقعا می خواهید کنترل جریان مالی زندگی خود را در دست داشته باشید به 3 ویژگی کلیدی نیاز دارید:

درک وضعیت واقعی مالی

نظم و انضباط شخصی

تنظیم برنامه ای که مسیر و هدف را برای شما مشخص می کند

پس قبل از هر چیز صورت مالی خودتان را با دقت تهیه کنید که شامل صورت درآمدها می باشد که همه ی درآمدها و خرج ها را لیست کرده باشید و همچنین یک ترازنامه که در برگیرنده ی کلیه دارایی ها و بدهی های شماست.

آیا تغییر عادات زندگی برای شما کاری دشوار است؟!

مطمئن باشید که کاملا همین گونه است. البته به شما بستگی دارد و این که چقدر مشتاق هستید و چقدر در رسیدن به هدفی که گفتیم استوار می باشید. به یاد داشته باشید که به هیچ وجه مجبور نیستید این پله ها را طی کنید، ولی در آن صورت همین جایی که هستید می مانید! یعنی در همین حلقه ی تکراری زندگی که شامل تلاش برای پرداخت قبض ها، چک ها و اقساط وام است که هرگز تمامی ندارند.

خیلی خب، همان طور که گفتیم لازم نیست دسته چک خودتان را در کمد پنهان کنید و از خرج کردن بترسید، اما حتما لازمه که از برنامه ی کاهش بدهی پیروی کنید. دو قدم اول برای رسیدن به این هدف عبارتند از:

قبل از همه سهم خودتان را بدهید. یعنی به محض این که حقوق گرفتید اول سهم خودتان را بدهید نه قسط وام مسکن، نه وام خودرو و نه بدهی های دیگر! به محض دریافت حقوق درصدی از آن را برای خودتان بردارید و در حسابی مخصوص و جداگانه پس انداز نمایید. اصلا به آن دست نزنید تا روزی که کاملا برای سرمایه گذاری آماده شده باشید تا به هدف رشد و موفقیت فردی در کسب و کار خود برسید.

قدم دوم حذف هزینه هایی است که من آن ها را بدهی های اضافه می دانم، این ها مواردی هستند که معمولا همه برای آن ها پول می دهیم، ولی محتاجش نیستیم. از یک ماشین فانتزی گران قیمت گرفته تا صرف یک شام مجلل در یک رستوران شیک و گران قیمت، یا خرید لباس های گران قیمت! پس تا جایی که می توانید در زندگی تان دقت کنید، بدهی های زندگی خود را پیدا کنید و از همین الان متعهد شوید که تا حد امکان این هزینه های اضافی را از زندگی خودتان خط بزنید.

این کار نقطه ی شروعی برای بالا بردن انضباط شخصی و تمرین قدرت اراده و تنظیم زندگی است. اما اگه واقعا می خواهید از شر بدهی و بدهکاری خلاص بشوید باید برخی از عادات مخرب گذشته خود را به مرور کنار بگذارید. خب!

احتمالا برای شما عزیزانی که تا این جا مطالب ما را دنبال می کنید این تصور پیش می آید که توصیه های خود را تغییر داده ایم؛ از یک طرف می گوییم باید سطح زندگی تان را بالا ببرید و هر سبک زندگی که دوست دارید و در آن احساس آرامش دارید را در پیش بگیرید. ولی از طرف دیگر می گوییم ماشین لوکس و لباس های گران قیمت نخرید!

واقعیت این است که در زندگی لحظاتی وجود دارند که باید متوقف بشوید، بایستید و نگاهی به پشت سر و مسیری که تا اینجا پیموده اید بندازید. این به هنر فردی شما بستگی دارد که چطور بتوانید توازن را در زندگی فردی خود برقرار کنید و البته فراتر از این موضوع فرمولی که در ادامه می گوییم به گونه ای طراحی شده که بتوانیم قدم های محکم، منظم و مشخصی برداریم تا با طراحی نقشه ی راهی مناسب، آینده ی دلخواهمان و رسیدن به موفقیت فردی در کسب و کارمان را تضمین کنیم.

 

یک راه حل جالب و آسان برای رهایی از بدهی ها

به هر حال اگر واقعا تصمیم دارید از دایره ی بسته بدهکاری، قبض و وام رها شوید، این راه می تواند گزینه ی مناسبی برای شما باشد. صورت های مالی خودتان را به دقت بنویسید و آن ها را به دقت مرور کنید. مشخص کنید که کدام درآمدهای جاری شما از کدام قسمت های مربع به دست می آید. در اینجا آن را به طور خلاصه برای شما عزیزان شرح می دهیم.

مربع جریان مالی مربع های کوچکی است که از تقسیم یک مربع بزرگ بر چهار مربع کوچک تر حاصل می شود به این ترتیب:

مربع بالا سمت چپ: کارمند

مربع پایین سمت چپ: صاحب شغل ازاد

مربع بالا سمت راست: صاحب تجارت بزرگ

مربع پایین سمت راست: سرمایه گذار

ادامه دارد…

قوانین و راه های ثروتمند شدن 1

فایل شماره یک

 

قوانین و راه های ثروتمند شدن 1

 

در این فایل شما یک شناخت کلی درباره ی خودتون و شغلی که باید داشته باشید رو پیدا میکنید و سعی شده در فایل توضیحاتی برای درک بهتر شرایط و شناخت توانایی های شما داده بشه چون شما با شناخت و ارزیابی توانایی هاتون میتونید شغلی رو داشته باشید که باعث ثروتمند شدن شما بشه

حتما این فایل صوتی رو گوش کنید و منتظر فایل های بعدی ما باشید.         (حجم فایل:  2 مگابایت)

 

[button color=”primary” size=”medium” url=”t.me/masiresaabz_2″ target=”blank”]عضویت در کانال تلگرام مسیر سبز[/button]

چرا قانون جذب برای من کار نمیکند؟

آیا کلاس های روانشناسی ،قانون جذب و ….. رفته ای و نتیجه نگرفته اید؟ آیا از خواندن کتاب های روانشناسی و تکرار عبارات تأکیدی خسته شده اید؟ و به خودمان میگوییم:”دیگر جواب نمی دهد من بدشانسم” یا گاهی اوقات زمانیکه همه تلاشمان را برای رسیدن به کاری انجام می دهیم و نتیجه ای نمی گیریم، زیر لبمان زمزمه می کنیم:”قانون جذب یک دروغ بزرگ بیش نیست”! اما این را بدانیم که مشکل فقط خودمان هستیم نه قانون جذب!

چرا قانون جذب جواب نمی دهد؟

من لاغر شدن و خوش هیکلی را خیلی دوست دارم. و شب و روز به این موضوع فکر میکنم. من این را از قانون جذب فرا گرفتم که خودم را در لباس زیبا و هیکل جذاب تصور نماییم و با تکرار عبارات تاکیدی مثبت رویای لاغر شدن را به سمت خودم جذب کنم. ورزش میکنم رژیم میگیرم، لاغرتر و بهتر میشوم. اما پس از اینکه لاغر شدم آنچنان از این وضعیت متعجب و شگفت زده میشوم که بیشتر از اینکه به تثبیت وزنم فکر کنم، ترس از دست دادن خوش هیکلی ام جایگزین همه افکار مثبت من میشود تا جایی که حتی خودم را لایق این وضعیت نمیدانم و به همین سبب بعد از مدتی موقعیت جدیدم را به راحتی از دست میدهم. در واقع ۹۹% زندگی ما در دست ذهن ناخودآگاه ماست و حققیت تلخ این است که بخش عمده ای از ذهن ناهوشیار ما توسط افکار منفی پر شده است که تنها با تصویرسازی رؤیاها و تکرار عبارات تاکیدی نمی توانیم آنها را از ذهنمان پاک کنیم. مثل این می ماند که هوا کاملاً تاریک است و ما مدام تکرار می کنیم “هوا روشن است.” در این شرایط تکرار عبارات تاکیدی در مورد روشن بودن هوا نمی تواند اصل موضوع را تغییر دهد پس کمی به آن فکر کنیم.

آفرینش زندگی,اساتید موفقیت,افکار مثبت

تعریف کوتاه قوانین سه گانه جذب:

قانون اول: قانون جذب می گوید: هر چیزی شبیه به خود را جذب میکند، در حالیکه این عبارت خیلی ساده به نظر میرسد، بیانگر یکی از نیرومندترین قوانین کائنات است، قانونی که بر همه چیز و در همه حال تأثر می گذارد . هیچ چیز نیست که از تأثیر این قانون نیرومند برکنار باشد.

قانون دوم : قانون آفرینش عمدی، می گوید: هر آنچه به آن فکر می کنیم و به آن هر آنچه باور داریم، یا انتظارش را می کشیم به وقوع می پیوندد. خلاصه آن که هرچه را که به آن فکر می کنیم، چه آن را بخواهیم و یا نخواهیم، به دست می آوریم. کاربرد عمدی افکار ، موضوعی است که دانش آفرینش عمدی به آن می پردازد. زیرا اگر این قوانین را درک نکنیم و آنها را عمدی به کار ببریم، ممکن است چیزی معیوب و ناقص را خلق کنیم.

قانون سوم : هنر پذیرش، می گوید: من همانی هستم که هستم و مایلم همه چیزهای دیگر همانی باشند که هستند. هنگامی که مایلیم اجازه دهیم تا دیگر چیزها همانی باشند که هستند، حتی اگر آنها به ما اجازه ندهند، ما یک پذیرنده هستیم، اما احتمال رسیدن ما به آن نقطه وجود ندارد مگر آنکه درک کنیم چگونه آنچه را می خواستیم، به دست آوریم.

فقط هنگامی که فهمیدیم دیگران نمی توانند بخشی ازتجربه های ما باشند مگر آنکه آنها را به تجربه های خود دعوت کنیم ( یا به آنها توجه کنیم) و آن وضعیت نمی تواند بخشی از تجربه های ما باشد، مگر آنکه آن را از طریق افکارمان فراخوانیم، در این صورت ما همان پذیرنده ای شده ایم که می خواستیم بشویم.

درک این 3 قانون نیرومند کائنات و کاربرد عمدی آنها ما را به رهایی نشاط بخشی می رساند که ماحصل آن آفرینش تجارب زندگی ما درس بر طبق خواسته هایمان است. هنگامی که فهمیدیم همه مردم ، اوضاع و شرایط را خود از طریق افکارمان به زندگی خود دعوت می کنیم، بنابر این بر طبق قصد و نیت خود زندگی خواهیم کرد.

افکار منفی,ذهن ناخودآگاه,راز جذب

راز جذب به زبان ساده

قانون جذب تحت عنوان راز در سال ۲۰۱۱ توسط خانم راندابرن تحت عنوان فیلمی به همین نام به صورت عام ارائه شد و به یکی از پر بیننده ترین فیلم های سال جهان تبدیل شد. در این فیلم که به صورت مستندگونه تهیه شده است از زبان اساتید موفقیت و راز به ارائه نکته های اساسی قانون جذب می پردازد.

قانون جذب می گوید: ما تنها کسی هستیم که زندگی مان را می آفرینیم چون هیچکس دیگر نمی تواند برای ما فکر کند. این کار تحت کنترل خود ماست. اگر چیزی را که می بینیم می خواهیم در مورد آن بنویسیم، راجع به آن با دیگران حرف بزنیم، به آن فکر کنیم و روی آن تمرکز نماییم ولی اگر آن را نمی خواهیم در موردش با کسی حرف نزنیم، توجه مان را منحرف کنیم. وقتی چیزی را تجسم می کنیم آن را پدید می آوریم. پس موقع تجسم همیشه روی نتیجه پایانی متمرکز شویم. وقتی خود را در موقعیتی که دوست داریم تصور میکنیم، دیگر احساس نمی کنیم که به آن چیز نیاز داریم بلکه احساس می کنیم که آن چیز را داریم و آن احساس باعث میشود که کائنات همان موقعیت را برایمان پدید آورد. اگر به دنبال حس لذت درونی، بینش درونی و آرامش درونی برویم بقیه چیزها برایمان پدیدار میشود.

زندگینامه ویل اسمیت (بازیگر)

بیوگرافی ویل اسمیت

در زندگینامه ی ویل اسمیت اینگونه آمده است که: ویل اسمیت در 25 سپتامبر سال 1968 در فیلادلفیا، پنسیلوانیا آمریکا متولد شد.

ویلارد کریستوفر اسمیت دومین فرزند از چهار فرزند ” ویلارد سی و کرولاین اسمیت ” بود. خانواده اسمیت از نژاد آفریقایی – آمریکایی بودند.

ویل‌ اسمیت‌ یکی‌ از هنرپیشه‌ های‌ سیاه‌ پوست‌ مطرح‌ هالیوود می باشد. او با نقش‌ آفرینی‌ در فیلم‌ هایی‌ چون‌ وصلت‌، پسران‌ بد و مردان‌سیاه‌ پوش‌ توانست‌ به‌ موفقیت‌ بین‌ المللی‌ دست‌ پیدا کند.

این‌ هنرپیشه‌ سیاه‌ پوست‌ نه‌ تنها در عرصه‌ سینما بلکه‌ در صحنه‌ خوانندگی‌ نیز حضوری‌ پررنگ‌ دارد. ویل‌ اسمیت‌ یکی‌ از هنرپیشه‌ هایی‌ است‌ که‌ با تبعیض‌ نژادی‌ در آمریکا مبارزه‌ میکند و تاکنون‌ چندین‌ بار دست‌ به‌ فعالیت‌ های‌ بشر دوستانه‌ به‌ ویژه‌ برای‌ سیاه‌ پوستان‌ زده‌ است‌.

باید افزود که‌ همسر و پسر کوچک‌ ویل‌ اسمیت‌ نیز از بازیگران‌ خوب‌ هالیوود می‌ باشند. او در فیلم‌ علی‌ در کنار همسرش‌ ایفای‌ نقش‌ میکرد و در فیلم‌ در تعقیب‌ خوشبختی‌ به‌ همراه‌ پسرش‌ جیدن‌ اسمیت‌ به‌ بازی‌ پرداخت‌. اکنون‌ نگاهی‌ به‌ زندگی‌ این‌ هنرپیشه‌ خواهیم‌ داشت‌.

ویل اسمیت در یک‌ خانواده‌ متوسط جامعه‌ در پنسیلوانیا در آمریکا چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدر ویل اسمیت مهندس‌ راه‌ و ساختمان‌ و مادرش‌ مدیریک‌ مدرسه‌ بود. ویل‌ اسمیت در کودکی‌ میگفت‌: “من‌ سیاه‌ پوست‌ نیستم‌. من‌ تاریک‌ و کثیفم‌.” در واقع‌ او احساس‌ میکرد رنگ‌ سیاه‌ پوستش‌ به‌ دلیل‌ کثیفی‌ می باشد و در دنیای‌ کودکی‌ اش‌ مرتب‌ به‌ حمام‌ میرفت‌ و بدنش‌ را با لیف‌ و صابون‌ محکم‌ می شست‌ تا رنگ‌ پوستش‌ تغییر کند. اما به‌ مرور متوجه‌ شد او کثیف‌ نیست‌ بلکه‌ از نژاد سیاه‌ پوستان‌ می باشد ویل‌ اسمیت از زمانی‌ که‌ وارد مدرسه‌ شد طعم‌ تبعیض‌ نژادی‌ را چشید. او از کودکی‌ علاقه‌ به‌ موسیقی‌ و نواختن‌ گیتار داشت‌. لذا در دوران‌ دبیرستان‌ به‌ همراه‌ چند تن‌ از همکلاسی‌ هایش‌ یک‌ گروه‌ جاز کوچک‌ ترتیب‌ داد و در 18 سالگی‌ وارد یک‌ گروه‌ رپ‌ شد و اولین‌ آلبومش‌ را درسال‌ 1987 یعنی‌ در سن‌ 19 سالگی‌ به‌ بازار عرضه‌ کرد. چند میلیون‌ کپی‌ از این‌ آلبوم‌ به‌ فروش‌ رفت‌. یکی‌ از بهترین‌ آثارش‌ در آن‌ دوران (زمان‌ تابستان‌) و (والدین‌ نمی‌ دانند) بود.

در سال‌ 1990 با کمبود مالی‌ رو به‌ رو شد لذا به‌ دنبال‌ دریافتن‌ شغلی‌ مناسب‌ و پردرآمد بود. از این‌ رو با کمک‌ یکی‌ از دوستانش‌ که‌ در گروه‌ جاز با او آشنا شده‌ بود توانست‌ با شبکه‌ تلویزیونی‌ NBC قرارداد امضا کند و به‌ اجرای‌ موسیقی‌ و خوانندگی‌ بپردازد که‌ خوشبختانه‌ به‌ موفقیت‌ رسید. صعود سریع‌ او در سلسله‌ مراتب‌ حرفه‌ ای‌ در بین‌ هم‌ قطارانش‌ حتی‌ افراد با تجربه‌ تر از او را نیز مبهوت‌ ساخت‌. او در تلویزیون‌ به‌ یک‌ ستاره‌ مبدل‌ شده‌ بود. او اولین‌ سیاهپوست‌ تاریخ‌ سینما است‌ که‌ نامش‌ در راس‌ فهرست‌ تیتراژ یک‌ فیلم‌ با فروش‌ 350 میلیون‌ دلاری‌ (روز استقلال‌) قرار گرفت‌. با ورود به‌ تلویزیون‌ راه‌ به‌ سینما پیدا کرد اما خوانندگی‌ و موسیقی‌ را کنار نگذاشت‌. دومین‌ آلبومش‌ جایزه‌ بهترین‌ اجرای‌ رپ‌ را از آن‌ خودش‌ کرد.

با بازی‌ در فیلم‌ درجه‌ های‌ ششم‌ جدایی‌ در سال‌ 1993 استعداد هنرپیشگی‌ خود را نشان‌ داد. او از معدود سیاه‌ پوستانی‌ است‌ که‌ توانسته‌ است‌ در سه‌ رشته‌ محبوب‌ هنری‌ همچون‌ سینما، تلویزیون‌ و موسیقی‌ به‌ موفقیت‌ برسد. فیلم‌ مردان‌ سیاه‌ پوش‌ در سال‌ 1997 او را به‌ اوج‌ شهرت‌ رساند در واقع‌ اولین‌ فیلم‌ های‌ ویل‌ اسمیت‌ بهترین‌ فیلم‌ های‌ او محسوب‌ میشوند. مردان‌ سیاه‌ پوش‌ 2 نیز با حضور ویل‌ اسمیت‌ ساخته‌ شد. باید متذکر شد که‌ فیلم‌ (من‌ روبوت‌) و (علی‌) که‌ در نقش‌ محمد علی‌ کلی‌ بازی‌ کرد از جمله‌ بدترین‌ فیلم‌ های‌ وی‌ به‌ شمار میرود. ویل‌ اسمیت‌ در 2 جولای‌ 2005 یک‌ کنسرت‌ لایو درفیلادلفیا بر پا کرد و عایدی‌ درآمد فروش‌ بلیت‌ آن‌ را صرف‌ کمک‌ های‌ خیریه‌ و بشردوستانه‌ کرد.

ازدواج‌ ویل‌ اسمیت‌ در سال‌ 1992 با شری‌ زامپینو ازدواج‌ کرد. ثمره‌ این‌ ازدواج‌ یک‌ پسر به‌ نام‌ ویلارد کریستوفر سوم‌ بود. متأسفانه‌ ویل‌ باهمسرش‌ سر سازگاری‌ نداشت‌، لذا در سال ‌1995 بعد از 3 سال‌ زندگی‌ مشترک‌ از هم‌ جداشدند.

ویل‌ در سال‌ 1997 با جادا پینکت‌ هنرپیشه‌ هالیوود نامزد شد و بعد از مدت‌ کوتاهی‌ ازدواج‌ کرد و صاحب‌ 2 فرزند به‌ نام‌ های‌ جیدن‌ کریستوفر متولد 1998 و ویلو کامیل‌ متولد 2000 شد ویل‌ اسمیت‌ با بازی‌ در فیلم‌ های‌ من‌ روبوت‌ و پسرهای‌ بد و مردان‌ سیاهپوش‌ در لیست‌ فهرست‌ ثروتمندان‌ 40 ساله‌ قرار گرفت‌.

ویل‌ اسمیت‌ با بازی‌ در فیلم‌ وصلت‌می‌خواست‌ با تبعیض‌ نژادی‌ به‌ مبارزه‌ کند. او درکنار ایوامندز توانست‌ با زبان‌ بازیگری‌ عقاید تبعیض‌ نژادی‌ را سرکوب‌ کرده‌ و نشان‌ دهد که‌ در آمریکای‌ مدرن‌ هنوز تبعیض‌ نژادی‌ به‌ وفور احساس‌ میشود.

عکسهایی از ویل اسمیت

فیلم های ویل اسمیت,ویل اسمیت,ویلارد کریستوفر اسمیت

بیوگرافی ویل اسمیت,زندگینامه هنرمندان,زندگینامه ویل اسمیت

بیوگرافی ویل اسمیت,زندگینامه هنرمندان,زندگینامه ویل اسمیت

 

بیوگرافی ویل اسمیت,زندگینامه هنرمندان,زندگینامه ویل اسمیت

نکاتی که احتمالاً درباره ویل اسمیت نمی دانیم:

معمولاً نقش پلیس یا مامور را بازی میکند.

با همسرش ” جید پینکت اسمیت ” وقتی آشنا شد که ” جید ” سعی میکرد نقشی در سریال The Fresh Prince of Bel-Air بدست آورد اما او موفق نشد و نقش به ” نیا لانگ ” رسید.

دو پسر به نام های ویلارد اسمیت سوم، جیدن و یک دختر به نام ” ویلو ” دارد.

می گوید شخصیتش را در فیلم ” روز استقلال ” برا اساس شخصیت ” هریسون فورد ” در جنگ ستارگان بازی کرده.

ویل‌ اسمیت‌ به عنوان رپر هم شناخته میشود.

برنده جایزه گرمی ( از مهم ترین جایزه های موسیقی ) شده.

در سال 1998 یکی از 50 انسان زیبای جهان انتخاب شد.

بعنوان یک چهره مردمی اجرای جشن تحلیف رئیس جمهور ” بیل کلینتون ” را برای جوانان بر عهده داشت.

بازی در نقش ” نئو ” در فیلم ” ماتریکس ” را رد کرد!

اولین رپری بوده که نامزد اسکار شده.

اسپانیایی را مثل انگلیسی روان صحبت میکند.

برای بیشترین حضور در در سه فرش قرمز در عرض 12 ساعت صاحب رکورد گینس شد ولی این رکورد را به دو بازیگر دیگر باخت.

یکبار اعلام کرده برای رد نقش ” نئو ” در ” ماتریکس ” جهت بازی در ” غرب غرب وحشی ” پشیمان شده.

میزبان مراسم اهدای جوایز فیلم ام تی وی در سال 1994 بوده.

قبل از ” برد پیت ” برای نقش ” آقای اسمیت ” در فیلم ” آقا و خانم اسمیت ” در نظر گرفته شده بود.

طرفدار پر پرو پا قرص گروه هوی متال Soilwork است.

در اکتبر 2005 به علت آتش سوزی مجبور به ترک خانه اش در کالیفرنیا شد.

طلاق توافقی از همسر قبلیش ” شری اسمیت ” برایش بسیار گران تمام شد! مبلغی معادل 900.000 دلار را یکجا به شری پرداخت کرد و ماهانه 24.000 دلار هم بابت هزینه فرزندانش به او می پردازد.

در سال 1998 در یکی از رپ هایش گفت: محمد علی او را ” بزرگترین ” خطاب خواهد کرد و دو سال و نیم بعد او در فیلم ” علی ” شخصیت ” محمد علی ” ( بوکسر سیاه پوست ) را بازی کرد!

شخصیت او در فیلم ” مردان سیاه پوش ” در حقیقت سیاه پوست نبود و قبل از او چند بازیگر سفید پوست برای این نقش در نظر گرفته شده بود از جمله ” کریس او دانل ” و ” دیوید شویمر “.

از میهمانان عروسی پرخرج ” تام کروز ” و ” کیتی هولمز ” در ایتالیا بود.

قبل از بیست سالگی میلیونر بود!

طرفدار کشتی حرفه ای است.

شطرنج باز خوبی هم است.

او و دخترش هر یک فیلمی داشتند که در روز 2 جولای همزمان اکران می شد فیلم ویل ” هانکوک ” بود و فیل دخترش ” کیت کیترج: یک دختر آمریکایی “

دو فیلم دارد که با کلمه I شروع می شود I Robot و I am Legend!Will Smith

دوبار در فیلم مکعب روبیک را حل کرده یکبار در سریال ” Fresh Prince of Bel Ai ” و یکبار هم در فیلم ” بدنبال خوشبختی ” و این مهارت را یکبار هم در برنامه زنده به همه نشان داد او توانست مکعب روبیک را در 55 ثانیه حل کند!

بیوگرافی ویل اسمیت,زندگینامه هنرمندان,زندگینامه ویل اسمیت

بیوگرافی ویل اسمیت,زندگینامه هنرمندان,زندگینامه ویل اسمیت

بیوگرافی ویل اسمیت,زندگینامه هنرمندان,زندگینامه ویل اسمیت

مهمترین فیلم های ویل اسمیت

Seven Pounds 2008

Hancock 2008

I Am Legend 2007

The Pursuit of Happyness 2006

I, Robot 2004

Bad Boys II 2003

Men in Black II 2002

Ali 2001

Men in Black 1997

Independence Day 1996

Bad Boys 1995

Six Degrees of Separation 1993

برخی از دستمزد های ویل اسمیت

Men in Black III 2012: $20,000,000

Will Smith 06Hancock 2008: $20,000,000

The Pursuit of Happyness 2006: $20,000,000

I, Robot 2004: $28,000,000

Bad Boys II 2003: $20,000,000 + 20% of the gross

Men in Black II 2002: $20,000,000 + 10% Gross

Ali 2001: $20,000,000

Men in Black 1997: $5,000,000

Independence Day 1996: $5,000,000

six Degrees of Separation 1993: $500,000

مهمترین افتخارات

نامزد اسکار در سال 2001 برای فیلم ” علی “، نامزد اسکار در سال 2006 برای فیلم ” به دنبال خوشبختی “، و چهار نامزدی گلدن گلاب و ده ها نامزدی و افتخار بزرگ و کوچک دیگر

ده نکته برای کسانی که میخواهند در خانه کار کنند

این روزها کسب درآمد در خانه پدیده‌ ای عجیب و غریب نیست! بسیاری از مشاغل و افراد دارند در خانه درآمدزایی می‌ کنند. کارها و مهارت‌ های زیادی در دنیای امروز هستند که میشود به خانه برد و انجام داد. اما کار در خانه هم مانند کار در شرکت و اداره، اصول و قواعد خاص خودش را دارد و ترفندهای ریزی می‌ طلبد که اگر رعایت نشود؛ دردسرآفرین است. اگر در خانه کار می‌ کنیم یا رویای دورکاری را داریم، ده مطلب زیر را نگاهی بی اندازیم:

 

کسب درآمد در منزل

1- کار در خانه، تنها پوشیدن پیژامه و خوردن غذا در حالی که خرده‌ ریزه‌ های آن روی صفحه‌ کلید میریزد نیست! اگر مقدمات این کار را فراهم کنیم و به اصول کار در خانه پای بند باشیم، می‌ توانیم کار در خانه را به یک موفقیت و یک تجربه لذت‌ بخش و کارآمد برای خودمان تبدیل کنیم.

2- همه ما می دانیم که برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق نیاز به سخت‌ کوشی، فداکاری و تعهد داریم. از مدیریت منابع برای راهبردی کردن پروژه‌ های پیش رو گرفته تا آموختن ابزارهای جدید، پس وقت زیادی نداریم که خطاهای بزرگ انجام دهیم. به همین دلیل است لازم است کارآفرینان هوشمندانه‌ تر کارکنند، نه سخت‌ تر.

3- از نظر بسیاری از متخصصین امروزی، کار کردن در خانه به طور حتم مزایای خودش را دارد. گاهی اوقات کار کردن در خانه نعمتی است که از سوی شرکت‌ ها در اختیار ما گذاشته میشود. اما به واقع کدام محیط‌ موجب میشود تا سازنده‌ تر باشیم: دفتر کار خانگی یا دفترکار اداری؟

4- کارآفرین بودن یک ایده فوق‌ العاده است. به هرحال، چون ما کارمان را به اصطلاح از صفر آغاز می‌ کنیم، ممکن است بخواهیم شغل فعلی خودمان را نیز داشته باشیم. پس کارآفرینی شغل پاره‌‌ وقت ما خواهد شد. کار دشواری است، اما امکان‌ پذیر است.

5- چه کسی می‌ گوید درس خواندن با کار کردن منافات دارد؟ امروزه به دلیل افزایش هزینه تحصیلی دانشجویان به دنبال مشاغی هستند که بتوانند خرج تحصیل خود را فراهم کنند یا این که ضمن درس خواندن در مسیر شغلی خود کسب تجربه نمایند. برخی کسب و کارها را می‌ توان از همان خوابگاه دانشگاه شروع نمود، کاری که برخی از افراد موفق و سرشناس امروز انجام داده‌ اند.

6- همه ما شنیده‌ ایم که توازن بین زندگی و کار یعنی ایجاد توازن بین دوره‌ ای از زمان در مقابل یک لحظه خاص. اما از طرفی هم می‌ دانیم که لحظات هر روز ما می‌ توانند بسیار سخت و طاقت‌ فرسا باشند. در حالیکه یافتن یک موقعیت خوب و انعطاف‌ پذیر، برنامه‌ ریزی برای رفتن به مرخصی، تغییر مکان زندگی به‌ منظور کوتاه کردن فاصله خانه تا محل کار، یا به‌ خاطر سپردن آنکه این روزگار شلوغ بالاخره به پایان میرسد، همیشه جزء دغدغه‌ های ما است.

7- عادت‌ ها پایه و اساس زندگی‌ روزمره ما هستند. ما اعمال روزانه خود را می‌ سازیم و در نهایت این عادت‌ ها و روتین‌ ها هستند که به ما شکل می‌ دهند.

8- رازهای موفقیت زنی که با سه روز کار در هفته 23 هزار دلار درآمد دارد! “کِیلن آچِر” روزی هشت ساعت کار میکند؛ آنهم تنها سه روز در هفته. اما کسب و کار وی در ماه فوریه سال جاری میلادی بهترین عملکرد را از خود به‌ جا گذاشت و بیشتر از 23 هزار دلار درآمد داشت.

9- اینترنت منشا مشاغل و کسب درآمد برای بسیاری از افراد جامعه به‌ خصوص کاربرانی با شرایط خاص مانند بیماران یا معلولیت‌ ها یا موارد دیگر شده است. در سراسر دنیا افراد زیادی هستند که از دل اینترنت پول درمی‌ آورند ولی در ازایش کارهایی می‌ کنند که کمتر خبر داریم یا تصورش را می‌ کنیم. این روزها اینترنت شاه‌ کلید دورکاری یا کار در خانه است.

10- در حالیکه درآمدزایی از کاربران یکی از چالش‌ های همیشگی سایت‌ های مربوط به شبکه‌ های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر است، یک کاربر باذوق و باهوش راهی پیدا کرده که سالانه حدود نیم میلیون دلار از پلتفرم‌ های شبکه‌ های اجتماعی درآمد کسب میکند.

[button color=”primary” size=”medium” url=”telegram.me/masiresaabz_2″ target=”self”]عضویت در کانال تلگرام سایت مسیر سبز[/button]

زندگینامه کاترین زتا جونز (بازیگر)

بیوگرافی کاترین زتا جونز (زندگینامه هنرمندان)

در زندگی نامه کاترین زتا جونز اینگونه آمده است که : کاترین زتا جونز در 25 سپتامبر 1969 در شهر سوانسا، گلامورگان غربی ولز دیده به جهان گشود. کاترین زتا جونز اولین بازی های خود را روی صحنه انجام داد و با بازی در نمایش موزیکال خیابان 24 طعم هنرنمایی را چشید، اما در اصل حضور در مجموعه کمدی درام “شکوفه عزیز ماه می” بود که کاترین توانست نام خود را روی زبانها بیاندازد و خودش را به یکی از عامه پسندترین هنرپیشه های زن تلویزیون بریتانیا تبدیل نماید. کاترین زتا جونز این قابلیت را داشت که در عرصه متفاوتی از نقش ها بازی نماید.

پس از موفق شدن سری اول مجموعه کاترین زتا جونز به صحنه نمایش بازگشت و سپس در مینی سریال کاترین کبیر به بازی پرداخت. کاترین زتا جونز اولین فیلم سینمایی خود را به کارگردانی فیلیپ دی بروکا در سال 1990 ایفای نقش کرد.

و این دی بروکا بود که او را روی صحنه نمایش کشف کرد. کاترین زتا جونز در ادامه بازی در نقش های مکمل، چندین فیلم را دنبال نمود که از میان آنها می توان به “کریستف کلمب کاشف” 1992 و نقشی طولانی تر در فیلم “شبح” 1996 اشاره کرد. پس از بازی در نقش النا مقابل آنتونی هاپکینز و آنتینو بانداراس در “نقاب زرو” 1998به یک چهره بین المللی تبدیل گردید.

 

همسر کاترین زتا جونز

عکس کاترین زتا جونز,فیلمهای کاترین زتا جونز,کاترین زتا جونز

کاترین زتا جونز,کاترین زتا جونز عکس,همسر کاترین زتا جونز

 

بیوگرافی کاترین زتا جونز,زندگینامه کاترین زتا جونز,زندگینامه هنرمندان

کاترین زتا جونز که یک خواننده مستعد نیز هست به طور رسمی یا گروه اپرای ملی انگلستان نیز همکاری داشته است. کاترین در اواخر سالهای نود با بازی در آثار قابل توجهی همچون “دام افکنده” در مقابل شان کانری،”روح زدگی”، و “ترافیک” نام خود را به عنوان بازیگری مطرح تثبیت کرد و توانست جایزه اسکاری به خاطر حضور در “شیکاگو” دریافت نماید. کاترین زتا جونز بعد از دریافت 20 میلیون دلار برای تبلیغ T-Mobile از تلویزیون فرا ارتباطی انگلستان به ثروتمندترین و پول سازترین زن بریتانا تبدیل شد. کاترین زتا جونز در نوامبر 2000 با مایکل داگلاس که اختلاف سنی زیادی هم با یکدیگر دارند ازدواج کرد.

 

عکس کاترین زتا جونز

 

بیوگرافی کاترین زتا جونز,زندگینامه کاترین زتا جونز,زندگینامه هنرمندان

 

بیوگرافی کاترین زتا جونز,زندگینامه کاترین زتا جونز,زندگینامه هنرمندان

بیوگرافی کاترین زتا جونز,زندگینامه کاترین زتا جونز,زندگینامه هنرمندان

۱۵ حقیقت بسیار جالب در مورد کاترین زتا جونز که کمتر کسی از آن ها باخبر است

۱- کاترین در خانواده ای که پدرش صاحب یک کارخانه شکلات سازی بود به دنیا آمد.

کاترین زتا جونز در ۲۵ سپتامبر سال ۱۹۶۹ در شهر سوانزی در ولز دیده به جهان گشود. مادرش پاتریشیا نام داشت و خیاط بود. پدر کاترین نیز دیوید جونز نام داشت و صاحب یک کارخانه شکلات سازی بود. کاترین ۲ برادر داشت که به او کمک کردند تا بتواند کمپانی فیلم سازی خود به نام “میلک وود فیلمز” (Milkwood Films) را تأسیس کند.

۲- معمای نام کاترین چیست؟

نام کاترین از اسم مادربزرگ هایش گرفته شده است. مادربزرگش کاترین فیَر (Catherine Fair) و زتا جونز (Zeta-Jones) نام داشت.

۳- کاترین آموزش موسیقی دیده است.

کاترین زتا جونز دوران دبستان خود را در مدرسه موسیقی هیزل جانسون و مدرسه دامبارتون هوس در سوانزی انگلستان گذرانده است. بعد از اتمام دوران مدسه وی دوره های نمایش موزیکال را در مدارس هنرهای آموزشی چیزویک به اتمام رسانید.

۴- کاترین با بازی در فیلم زورو (Zorro) به شهرت رسید.

کاترین زتا جونز در سال 1998 در فیلم “ماسک زورو” در کنار هنرپیشه های مطرحی همچون آنتونیو باندراس و آنتونی هاپکینز، به ایفای نقش پرداخت که وی را به شهرت رساند و بعد از آن توانست در نقش اول فیلم های مشهوری بازی کند.

۵- عروسی کردن وی با مایکل داگلاس بر شهرت وی افزوده است.

کاترین در سال ۱۹۹۸ در فستیوال فیلم دیووایل با مایکل داگلاس آشنا شد. بعد از چند مدت نامزدی آنها در سال ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند و در حال حاضر دو بچه دارند؛ پسری به نام دیلان مایکل و دختری به نام کَریز زتا

۶- تولد کاترین و داگلاس دقیقا در یک تاریخ اتفاق افتاده است.

کاترین زتا جونز و مایکل داگلاس هر دو در یک تاریخ، ۲۵ سپتامبر، به دنیا آمده اند اما کاترین ۲۵ سال از شوهر خود جوان تر است.

۷- غذای مورد علاقه کاترین چیست؟

کاترین به خوردن ساندویچ ماهی دودی سالمون با نان سبوس دار و حلقه های سیب زمینی برشته شده علاقه فراوانی دارد.

۸- او در یک فیلم موفق با شوهر خود همبازی بود.

کاترین زتا جونز در سال ۲۰۰۱ با همسرش مایکل داگلاس در یک درام جنایی به کارگردانی استیون سودربرگ به نام “ترافیک” هم همبازی بود که فیلم به موفقیت تجاری خوبی نیز دست پیدا کرد.

۹- کاترین عاشق دستگاه های پخش موسیقی قابل حمل است.

کاترین همیشه یک دستگاه پخش موسیقی همراه خود دارد.

۱۰- کاترین عاشق بازی گلف است.

کاترین علاقه ی خاصی به بازی گلف دارد و اکثراً هفته ای 2 بار در زمین گلف نزدیک خانه اش در برمودا گلف بازی میکند. او در سال ۲۰۰۵ یکی از اعضای تیم “آل استارز کاپ» بود که به قهرمانی اروپا رسید. این بازی ها که بین هنرمندان جهان برگزار میشد با شکست شوهرش مایکل که در تیم ایالات متحده حضور داشت به پایان رسید.

۱۱- کاترین یک بار علیه مزاحمان خود اقامه دعوی کرده است.

در سال ۲۰۰۴ کاترین زتا جونز به همراه شوهرش علیه زنی به نام داونت نایت (Dawnette Knight) که با فرستادن نامه هایی حاوی تصاویر تهدید کننده برای کاترین مزاحمت ایجاد کرده بود اقامه دعوی کردند.

۱۲- کاترین به بیماری دو قطبی بودن شخصیت مبتلا است.

۱۳- کاترین و شوهرش از سرمایه نسبتاً بالایی برخوردارند.

ثروت خالص او و شوهرش ۲۷۸ میلیون دلار برآورد شده است که بیشتر این ثروت به همسر او تعلق دارد.

۱۴- مراسم عروسی آن ها بسیار مجلل بود.

مراسم عروسی این دو با هزینه ای ۱٫۵ میلیون دلاری یکی از پرهزینه ترین مراسم دوران خود به شمار میرفت. عروسی آنها در هتل پلازای شهر نیویورک برگزار شد.

۱۵- جوایزی که کاترین زتا جونز به دست آورده است.

کاترین زتا جونز تاکنون جوایز معتبر زیادی از قبیل جایزه اسکار، بفتا بلاک باستر انترتینمنت اوارد (Blockbuster Entertainment Award)، جایزه ویژه انجمن منتقدان (Broadcast Film Critics Association Award)، جایزه آینوکا (INOCA Award) و غیره را بدست آورده است.

 

بیوگرافی کاترین زتا جونز,زندگینامه کاترین زتا جونز,زندگینامه هنرمندان

 

بیوگرافی کاترین زتا جونز,زندگینامه کاترین زتا جونز,زندگینامه هنرمندان

فیلمهای کاترین زتا جونز

۱۹۹۰ هزار و یک شب
۱۹۹۱ خارج از آبی
۱۹۹۲ کریستوف کلمب-کاشف
۱۹۹۲ سفرنامه ایندیانا جونز جوان
۱۹۹۵ کاترینای بزرگ
۱۹۹۶ شبح
۱۹۹۸ نقاب زورو
۱۹۹۹ تَلِه گذاری
۲۰۰۰ ترافیک
۲۰۰۲ شیکاگو
۲۰۰۲ سنگدلی تحمل‌ناپذیر
۲۰۰۴ ترمینال
۲۰۰۴ دوازده نفر اوشن
۲۰۰۵ افسانه زورو
۲۰۰۷ نمایشهای به مبارزه طلبانه مرگ
۲۰۰۷ بدون رزرو
۲۰۰۹ Rebound
۲۰۱۲ دوران راک
۲۰۱۳ شهر شکسته

[button color=”primary” size=”medium” url=”telegram.me/masiresaabz_2″ target=”self”]عضویت در کانال تلگرام سایت مسیر سبز[/button]

زندگینامه داگلاس مک گریگور (استاد مدیریت کسب و کار)

بیوگرافی داگلاس مک گریگور – زندگینامه دانشمندان

در زندگینامه داگلاس مک گریگور اینگونه آمده است که : داگلاس مک گریگور در سال 1906 دیده به جهان گشود. داگلاس در سال 1935 دکتری خود را در روانشناسی از دانشگاه هاروارد انگلستان دریافت نمود. وی از سال 1954 به عنوان استاد مدیریت در استخدام دانشگاه MIT پذیرفته شد. اولین کتاب داگلاس مک گریگور به نام “جنبه های انسانی در سازمان” در سال 1960 منشر گردید. و در همان سال 1960 فوت کرد. نظریه های مک گریگور سالها پس از فوت و در 1993 به عنوان یکی از نظریه پردازان و اندیشمندان بنام جاویدان مدیریت معرفی شد.

 

دورنمای اندیشه داگلاس مک گریگور

1- داگلاس مک گریگور کار را به عنوان منبع و سرچشمه رضایت بخشی می دانست. وی اعتقاد داشت افراد علاقه به دانش و دانایی دارند به خصوص هر فردی بیشتر به پاسخ و پرسش چرا باید چنین شود؟ و یا میشود؟ توجه دارد. بنابراین اهداف باید دقیقاً تعریف گردیده، منصفانه و قابل اجرا باشند.

2- مالکیت، تعهد و مسئولیت پذیری سه اصل اساسی و پایه های مدیریت می باشد.

3- کارکنان با روش تجربه و مبادله اطلاعات و یادگیری و فراگیری عملی، مدیریت کیفی و تفکر استراتژیک و کسب دانش حل مشکلات را تجربه خواهند کرد و از آن می آموزند.

 

بیوگرافی داگلاس مک گریگور,داگلاس مک گریگور,دوگلاس مک گریگور

 

ارکان اندیشه داگلاس مک گریگور

داگلاس مک گریگور معتقد بود اعتقادات شخصی یک مدیر در اداره سازمان مؤثر می باشد به ویژه طرز تفکر او درباره رفتار سازمانی با کارکنان مک گریگور این رفتار سازمانی را در دو گروه تقسیم بندی میکرد. تئوری X و تئوری y و معتقد بود این طرز فکر نهایتاً به 2 نوع رفتار سازمانی و نگرش مدیریت خواهد انجامید.

 

تئوری “X” یا نظریه سنتی در هدایت کنترل

پایه و اساس تفکر تئوری x یا “انسان کارگریز” بر این است که:

1- به طور کلی بشر علاقه ای به کار کردن ندارد و در صورتی که برای آنان میسر باشد کار نمی کنند و از کار کردن گریزان هستند و یا تنبلی و کاهلی را پیشه می کنند، بنابراین باید نظارت و کنترل شدید همراه با تنبیه بر کار آنان برقرار شود تا بتوان از آنان بهره وری لازم را انتظار داشت مدیرانی که درگیر چنین محیط های کاری و سازمانی می باشند رفتاری دیکتاتوری دارند. پیشنهاد داگلاس مک گریگور این بود که مدیران برای ترغیب کارکنان از روش”چوب و هویج” استفاده کنند.

 

تئوری “Y” یا اهداف شخصی و سازمانی

تئوری y یا انسان کار خواه یا کار پذیر بر پایه و اساس فرضیات زیر است :

1- اثرات کار بر اعضاء فیزیکی و فکری انسان مانند اثرات بازی و استراحت می باشد. بنابراین کار کردن همچنان مفرح و نشاط انگیز است. افراد از کار لذت می برند و ذاتاً مسئولیت پذیرند. در زمانهایی به علت شرایط ناهماهنگ و نامناسب کاری ممکن است انجام کار مورد رضایت انسان نباشد. بنابراین برای افزایش بهره وری و تأمین رضایت خاطر کارکنان منبع و خزانه نارضایتی های شغلی باید از میان برداشته شود.

2- تنها با روش تنبیه و مجازات نباید کارکنان را مجبور به پذیریش مسئولیت و انجام کار کرد. بلکه تشویق و تقدیر از زحمات آنان بهترین روش برای ایجاد انگیزه و بهبود کار آنها است.

3- تعهد به پرداخت پاداش باید با انجام و اجرای وظایف و راندمان و بهره وری و کیفیت کار موازنه داشته باشد.

4- به طور کلی افراد علاقمند به پذیرش مسئولیت می باشند و از قبول مسئولیت گریزان نیستند.

5- گنجایش های شخصی در حل مشکلات، نوآوری ها، خلاقیت ها، رویارویی با مسائل در تمام افراد وجود دارد. این استعدادها و توانایی ها را در افراد و کارکنان، مدیران سازمان باید جستجو نمود و نسبت به تجهیز و آماده سازی آن اقدام کرد.

6- در شرایط فعلی تنها قسمتی از استعدادها و توانایی های فردی که در حکم مالیکت های هوشی و توانمندی های دانشی انسان است استفاده میشود و ظرفیتی فوق العاده وجود دارد که از آن باید بهره مند شد و سازمانها می توانند آن را به عنوان سرمایه های هوشی سازمان به حساب آورند.

اصولاً تئوری y مبانی تفکر را بر همکاری های سازمانی قرار داده است. مدیران با استفاده از تئوری y سعی و تلاش خود را در ایجاد محیط مناسب کاری و فراهم کردن ابزار کار برای جلب استعدادها و توانایی های کارکنان در جهت تأمین رضایت های شغلی و تحقق اهداف سازمان دارند.

 

رویکرد نظری بر مدیریت منابع انسانی بر پایه تئوری z

در تولید ممکن است با کاربرد هر 2 دسته فرضیه های x و y افزایش یابد و این امر به موقعیتی که مدیر با آن مواجه است بستگی دارد. در این رابطه، نظریه z را پیشنهاد کرده اند. این نظریه بعد اثربخشی را نشان میدهد یعنی چنانچه مدیران با توجه به موقعیتی که در آن قرار گرفته اند برای برخورد با افراد هم از نظریه x و هم از نظریه y استفاده کنند موفق می شوند.

 

نظریه داگلاس مک گریگور

“نظریه های x: انسان کارگریز و y: انسان کارپذیر”
“توسعه چند گانه هرگز پایان نمی یابد. تعهد به تحقق پذیری اهداف تابع پاداشی است که برای تحصیل آن پرداخت میشود”.

[button color=”primary” size=”medium” url=”t.me/masiresaabz_2″ target=”self”]عضویت در کانال تلگرام مسیر سبز[/button]