چگونه پولدار شویم؟

5 راه رسیدن به ثروت زیاد

رسیدن به ثروت و مال زیاد هیچ وقت دیر نیست برخی افراد توانایی های خود را دست کم می گیرند و با این فکر که ما توان رسیدن به ثروت و داشتن مال زیاد را نداریم گذران زندگی می کنند .

 

اما رسیدن به ثروت هیچ وقت رویا نیست با روش های اصولی که در این بخش از سایت مسیر سبز دنبال می کنید سعی در رسیدن به ثروت زیاد داشته باشید و به اهداف خود دست پیدا کنید .

 

5 گام ساده تا رسیدن به 1 میلیارد اول

آیا وقتی به کسب یک میلیارد اول فکر می‌ کنیم، هدفی دور از دسترس به‌ نظر می‌ رسد؟ آیا این چیزی است که می‌ خواهیم انجام دهیم ولی نمی‌ توانیم به آن برسیم؟ این دقیقاً مشابه موردِ آقای رایان موران است، او هم تا تولد ۲۶ سالگی‌ اش که اولین یک میلیارد را کسب کرد همین وضع را داشت. امروز، در ۲۸ سالگی کسب‌ و کارش تقریباً ۵۰۰۰۰۰ دلار در ماه درآمدزایی می‌ کند.

 

کنجکاو بودم بدانم چه تغییری رخ داد که باعث شد چنان آدم جوانی فقط ظرف چند سال، از رویای کسب نخستین میلیارد به یک مولتی میلیاردر تبدیل شود. “کسب یک میلیارد اول آسان است اگر این ۵ کار را انجام بدهید.

1- اطراف‌ مان را از آدم‌ هایی پر کنیم که ذهن‌ مان را باز می‌ کنند

از زمانی که رایان یک پسربچه بود، رویای مالکیت کلیولند ایندینز را داشت. و حالا در دهه‌ ی دوم زندگی‌ اش، فهمیده است که برای تبدیل این رویا به واقعیت باید تقریباً ۵۰۰ میلیارد پول در بیاورد. برای بیشتر مردم، فکر داشتن ۵۰۰ میلیارد پول نقد و خرید یک تیم ورزشی چیزی ورای امکان و تصور است. برای رایان هم همین‌ گونه بود تا زمانی که اطراف‌ اش را با آدم‌ هایی پر کرد که تازگی به آن سطح درآمدی رسیده بودند.

 

او توضیح می‌ دهد که، “با داشتن آدم‌ هایی در آن سطح به عنوان مشاورمان می‌ توانیم تصور کنیم رسیدن به چنان هدفی مستلزم چه چیزهایی است، آنها می‌ توانند به ما بگویند دقیقاً چه‌ کار باید بکنیم. این ممکن است فقط یک تغییر جزئی در بخشی از کسب‌ و کارمان باشد، ولی ناگهان می‌ بینیم چیزی که فکر می‌ کردیم به طور بالقوه ناممکن باشد رنگ واقعیت به خود گرفته است.”

 

 

این ابهام‌ زدایی از مفهوم “ناممکن” بود که او را ترغیب کرد رویدادی زنده را میزبانی کند و آدم‌ هایی را گرد هم بیاورد تا همه باهم او را برای رسیدن به هدفش که کمک به نسل بعدی کارآفرینان بود یاری دهند.

 

رویای شما چیست؟ همان رویایی که آنقدر بزرگ است که فکر تحقق آن ناممکن به نظر می‌ رسد و حتی ممکن است شما را بترساند؟ آیا فکر می‌ کنید اگر گروهی از مشاوران در کنارتان بودند که به تازگی به سطح هدف شما رسیده اند، احتمال تحقق آن هدف راحت‌ تر می‌ شد؟ اگر چنین است، برای ارتباط برقرار کردن با آنها اقدامی بکنید، و بگذارید باقی راه را راهنمای شما باشند.

 

2-”ناممکن” را از نو تعریف کنیم

همین که اطراف‌ مان را با آدم‌ های درست پر می‌ کنیم، لازم خواهد شد که روی به‌ روز کردن طرز فکرمان هم کار کنیم. بخشی از آن ما را ملزم می‌ کند باورهای محدودکننده‌ ی‌ مان را بشناسیم و آن افکار را از نو تعریف کنیم.

 

رایان می‌ گفت، “وقتی فکر می‌ کنیم چیزی ناممکن به نظر می‌ رسد، بدانیم قصه‌ ای که ما برای خودمان سر هم کرده‌ ایم باعث می‌ شود آن را ناممکن قلمداد کنیم و نه خود عمل. پس موضوع فقط بازنویسی قصه‌ است.

 

برای بازنویسی قصه‌ ی‌ مان، از خودمان بپرسیم، “چه چیزهایی در زندگی من هست که مرا می‌ ترساند و جلوی اقدام مرا می‌ گیرد؟ آیا این اقدام کردن است که واقعاً مرا می‌ ترساند، یا تنها درک اشتباه است که مرا باز می‌ دارد؟ به‌ رغم وجود آن ترس چگونه می‌ توانم اقدام کنم و پیش بروم؟”

 

3- ارزش‌ های غیرمنتظره بی آفرینیم

درِ توانایی ما در افزایش درآمدمان بر پاشنه‌ ی توانایی‌ مان در آفرینش ارزش‌ های غیرمنتظره می‌ چرخد. بیشتر آدم‌ ها فکر می‌ کنند تنها راهی که می‌ توانند بر ارزش دارایی‌ شان بیفزایند سخت تر کارکردن و تبادل پول است.

 

این طرز فکری کوتاه بینانه است. ما از طریق ارتباطاتی که می‌ توانیم تشکیل ‌دهیم، زمانی که می‌ توانیم تخصیص دهیم و مشکلاتی که می‌ توانیم رفع کنیم، ارزش غیرمنتظره ارائه می‌ دهیم.

 

فرصت‌ های بزرگ وقتی به ما رو می‌ کنند که با آدم‌ های درست رابطه برقرار می‌ کنیم، وقت‌ مان را در مؤثرترین فعالیت‌ ها صرف می‌ کنیم و کسی هستیم که مشکلات را حل می‌ کند. آن طرز فکر قدیمی را دور بریزیم که باید سخت‌ تر کار کنیم یا شغل پردرآمدتری پیدا کنیم، و عادت به کار بستن این سه چیز را در زندگی روزمره‌ ی‌ مان توسعه دهیم.

 

4- مشتریان‌ مان را عاقلانه انتخاب کنیم

از راههای رسیدن به پول و راحت‌ ترین راه برای سریع‌ تر پیمودن مسیر دست‌ یابی به یک میلیارد اول تغییرات بیش‌ تر در محصولات و خدمات‌ مان است. ولی وقتی به کسی می‌ گوییم قیمت‌ ها را افزایش بدهد، آنها اغلب پا پس می‌ کشند و می‌ گویند بازار گنجایش چنین افزایش قیمت‌ هایی را ندارد. این همان جایی است که باید مشتری‌ مان را عاقلانه انتخاب کنیم.

 

قیمتی که یک مشتری مایل است بپردازد مستقیماً به میزان ارزشی بستگی دارد که دریافت می‌ کند. اگر خدمات‌ مان موجب افزایش فروش ۱۰ درصدی برای شرکتی می‌ شود که یک میلیارد عایدات می‌ دهد، پس ما ۱۰۰ میلیارد ارزش آفرینی کرده‌ ایم.

 

اگر همان افزایش ۱۰ درصدی در یک شرکت ۱۰۰ میلیاردی انجام بگیرد ارزش‌ مان به صورت اساسی بالاتر می‌ رود. آیا شرکت اول به ما ۲۵۰ میلیارد به خاطر خدمات‌ مان پرداخت می‌ کند؟ ابدا! دومی چطور؟ کاملاً امکان‌ پذیر است.

 

بعضی‌ وقت‌ ها آنچه سد راه یک رشد اساسی می‌ شود ما یا محصول‌ مان نیستیم. مشتریانی هستند که هدف خود قرار داده‌ ایم.

 

رایان با پرداخت بهای زیادی این درس را آموخت. چندسالی مدل کسب‌ و کاری‌ اش را به آدم‌ هایی درس می‌ داد که می‌ خواستند شرکت‌ های خودشان را راه بیندازند و ۱۰ میلیون برای ارائه‌ ی این اطلاعات شهریه می‌ گرفت. چندسال بعد، یکی از دانشجویان‌ اش دقیقاً همان مطالب را درس می‌ داد ولی گروه متفاوتی را هدف خود قرار داده بود و از آنها ۱۰۰ میلیون شهریه می‌ گرفت.

 

رایان پی برد به‌ جای آنکه خودش را به عنوان یک راه‌ حل در معرض ارتباط با بخش نخبه‌ ی بازار قرار دهد و قیمت‌ هایش را مطابق با آنها تنظیم کند، تا آنجا که ممکن بوده است برای رسیدن به بازار هدفش به هیچ کس جواب رد نداده است.

و نتیجه؟ او یک گروه منتخب پیدا کرد که حاضر بودند ۵۰ برابر بیش‌ تر از نرخ‌ های پایه‌ ی او پول بپردازند. اگر مشتریان‌ مان را عاقلانه انتخاب کنیم راه رسیدن به یک میلیارد را بسیار آسان‌ تر می‌ کنیم.

 

5- برای بلندمدت سرمایه‌ گذاری کنیم

آدم‌ های بسیاری به دنبال پیروزی سریع و آسان هستند. هرچند شاید برای عده‌ ای این کار جواب بدهد، متوجه خواهیم شد که وقتی برای بلندمدت سرمایه‌ گذاری می‌ کنیم نتایج بسیار سریع‌ تر حاصل می‌ شوند.

 

من فقط راجع‌ به سهام و مستغلات صحبت نمی‌ کنم. راجع‌ به نحوه‌ ی صرف وقت‌ مان، آدم‌ هایی که استخدام می‌ کنیم، رابطه‌‌ هایی که برقرار می‌ کنیم، محصولاتی که توسعه می‌ دهیم و ساختار شرکت‌ مان صحبت می‌ کنم. تمام این‌ ها سرمایه‌گذاری هستند.

 

مادامی که رایان سعی می‌ کرد کسب‌ و کارش را توسعه بدهد، متوجه شد کشمکش‌ هایش به خاطر تصمیم گیری‌ های کوتاه‌ مدت است. سپس آگاهانه تصمیم گرفت روی آن‌ چه بهترین گزینه برای تمرکز بلندمدت است تمرکز کند. در نتیجه، توانست مشتریان بهتری را جذب کند و توانست عملاً خدمات‌ دهی کند و بر ارزش واقعی بیفزاید، که به او اجازه داد قیمت‌ ها را بالاتر ببرد.

 

در اینجا بود که از مرز یک میلیارد عبور کرد. به خاطر نداشتن برنامه‌ ریزی برای مدت زمان کافی و پایه‌ ریزی کوتاه‌ مدت موفقیت، چقدر پول از دست می‌ دهیم؟ این ۵ گام را به کار ببندیم و خواهیم دید کسب یک میلیارد اول از آن چیزی که اول فکر می‌ کردیم آسان‌ تر است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *